ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
182
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
جنگ بودند زيرا شرحبيل شب و روز هشيار و حاضر السلاح و آماده كارزار بود ( با لشكر خود ) چون بر مسلمين هجوم نمودند مسلمين به آنها مهلت نداده بمقابله و مقاتله پرداختند آن شبيخون و هجوم ناگهانى كه شب رخ داده بود تا آخر روز ديگر كشيد چون ظلمت شب فرا رسيد روميان پيروز نشده سرگردان و حيران شدند ناگزير تن بفرار دادند فرمانده آنها صقلار و معاون او نسطوس بىپا شدند مسلمين هم يك نحو پيروزى و ظفر تشفى بخش بدست آوردند آنگاه روميان را تعقيب كردند روميان هم راه را گم كرده دچار گل و وحل شدند . همه در گل فرو ماندند و مسلمين به آنها رسيدند كه آنها قادر بر دفاع از خود نبودند و هر دستى كه به آنها مىرسيد كار خود را بدون مانع انجام مىداد . آنها را با نيزههاى خود نيزه پيچ كردند ، گريز از جنگ در فحل رخ داد ولى قتل عام در محل رداغ واقع شد . روميان كه عده آنها هشتاد هزار بود همه كشته شدند مگر چند تن كه نتوانستند بگريزند خداوند كار مسلمين را در حال كه خود حيران و ناتوان بودند بدين پيروزى انجام داد كه جنگ را اكراه داشتند ( و بسبب فزونى گل و وحل محصور و قادر بر حركت نبودند و همان گل و بال روميان گرديد ) آنها از آبى كه روميان انداخته و گلى را كه براى منع هجوم ايجاد نموده مىترسيدند كه عاقبت خود روميان گرفتار كار خود گرديدند و اين بزرگترين مساعدتى بود كه براى مسلمين پيش آمد . خداوند به آنها صبر داد كه با تأمل و خوددارى بتوانند هشيار و پايدار باشند . اموال آنها را بغنيمت ربودند و ما بين خود قسمت نمودند ابو عبيده با خالد و همراهان خود ( لشكريان ) سوى حمص روانه شدند . يكى از كسانى كه در اين جنگ كشته شدند سائب بن حارث بن قيس بن عدى سهمى بود كه او يك نحو يارى و صحبت با پيغمبر داشت . ( فحل ) بكسر فاء و سكون حاء بىنقطه كه در آخر آن لام است .